السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
182
تفسير الميزان ( فارسي )
بنا بر اين ، معناى آيه اين مىشود كه : اى پيغمبر بگو به آن كسانى كه در دست شمايند و آن اسيرانى كه شما بر آنان تسلط يافتهايد و از ايشان فديه گرفتهايد اگر چنانچه در دلهايتان ايمان به خدا وجود مىداشت ، و خداوند اين معنا را از شما معلوم كرده بود - هر چيزى كه براى او معلوم باشد قطعا وجود دارد - بشما چيزهايى ميداد كه از آن فديه كه مسلمانان از شما گرفتهاند بهتر بود ، و شما را مىآمرزيد كه خدا آمرزنده رحيم است . * ( « وَإِنْ يُرِيدُوا خِيانَتَكَ فَقَدْ خانُوا اللَّه مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ . . . » ) * وقتى گفته مىشود : « امكنه منه » معنايش اين است كه او را بر فلانى مسلط كرد و قدرت داد ، و اگر در بار اول فرمود : « اگر بخواهند تو را خيانت كنند » و در بار دوم فرمود : « خدا را قبلا خيانت كرده بودند » جهتش اين است كه اگر مقصود كفار از فديه دادن و آزاد شدن اين باشد كه زنده بمانند و بار ديگر دست بدست يكديگر دهند و عليه اسلام قيام كنند پس در حقيقت به رسول خدا ( ص ) خيانت كردهاند ، و اما خيانتى كه قبلا به خدا كردهاند مقصود از آن همان كفرى است كه مىورزيدهاند و سعى و كوشش و كيد و مكرى است كه در خاموش كردن نور خدا به كار مىبردهاند . بنا بر اين ، معناى آيه چنين مىشود : اگر به خدا ايمان آورند و ايمان به خدا در دلهايشان جايگير شود خداوند ، نعمتى به آنان مىدهد كه از آنچه مسلمين از ايشان گرفتهاند بهتر است و ايشان را مىآمرزد ، و اگر مىخواهند به تو خيانت كنند ، و دوباره به همان عناد و مفسده جويى سابقشان برگردند تازگى ندارد ، براى اينكه قبلا هم نسبت به خدا خيانت مىورزيدند ، و خداوند تو را بر ايشان مسلط كرد ، و او باز هم قادر است بر اينكه بار ديگر تو را بر ايشان ظفر دهد و خدا داناى به خيانت ايشان است اگر خيانت كنند ، و در مسلط كردن تو بر ايشان حكيم است . بحث روايتى در مجمع البيان در ذيل آيه * ( « ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَه أَسْرى . . . » ) * ، مىگويد : كشته شدگان از مشركين در روز جنگ بدر هفتاد نفر بودند ، از اين هفتاد نفر بيست و هفت نفر را امير المؤمنين ( ع ) به قتل رسانيد « 1 » . اسيران اين جنگ نيز هفتاد نفر بودند ، و از ياران رسول خدا ( ص ) يك نفر هم اسير نشد . مسلمانان اسيران را جمعآورى نموده و همه
--> ( 1 ) و بطورى كه از روايات برمىآيد حتى يك نفر را هم اسير نگرفت .